موعود اديان 2
صفحه اصلی(موعود ادیان 2) | (( موعود ادیان 1 )) | تماس با ما





ادامه سلسله مطالب سري اول موعود اديان


(( موعود ادیان 1 ))
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي
 



مقالات
اشعار
متون ادبي



مرداد ۱۳۹۰
مهر ۱۳۸۹
شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹



قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG










********************** ********************** ********************** **********************





همراه افزار

پایگاه فرهنگی مذهبی بنیان

يامهدي

حب العباس









پرسمان
رهپويان
بسوي ظهور
ظهور
يوسف
شبستان
جمكران
اجلاس مهدي
پايگاه اطلاع رساني مهدويت
سايت آيت الله مديسه اي اصفهاني




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید




ترفندهای تصادفی
Google


در اين سايت
در كل اينترنت
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

سوال :بظر شما سطح مطالب موعود ادیان 1 و 2 چگونه بوده است؟

گزینه 1 : عالی

گزینه 2 : رو به پیشرفت

گزینه 3 : متوسط

گزینه 4 : ضعیف

 

 


بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
 
 
سلام و درود خداوند بر خوبان عالم
 
 
بعد از سربازي و هزار گير و دار،براي اولين بار در سال 90 افتخار اينو پيدا كردم كه مطلبي
رو براتون ارسال كنم و در ضمن هلول اين ماه مبارك و سراسر نور رو بهتون تبريك ميگم.
 
 
نميدونم از چي بگم ولي تو روزها انقدر درگير پيدا كردن كاريم كه شايد باز هم مثل گذشته لياقت پيدا نكنم و البته .... بماند،بهر حال سعي ميكنم باشم چون هنوز هستم.......
 
 
شايد اين حرف هارو فقط فقط صاحب كار ببينه و بس
 
كه در اين صورت بايد گفت
 
در كلبه ي ما رونق اگر نيست،صفا هست،وفا هست
شتر را نا ديده گير،گر جفايي هست و گر خطايي هست
 
 
به آن گروه كه از باديه وفا مستند           سلام ما برسانيد هركجا هستند
 
سايتون كم نشه يا علي مدد

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۳:۴۰ | آرشيو نظرات (0)

بار ديگر ياد دلبر ميكنم

نغمه ي يابن الحسن سر ميكنم


بار ديگر ميرود از كف قرار

قلب من پر مي كشد سوي نگار

گرچه از وصفش زبانم الكن است

نام او ارامش قلب من است


ياد مهدي دل منور ميكند

شادمان زهراي اطهر ميكند


ياد مهدي ياد جمله اولياست

چون كه صد امد نود هم پيش ماست


ياد مهدي چون نشان زندگيست

بي ولي عصر بودن مردگي ست


دكتر علي هراتيان
 
ادامه.....

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۲۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۲۸:۲۴ | آرشيو نظرات (0)

منتظر نور و توجه به جمعه و جماعات  

اجتماع و به هم پيوستگى است كه به راستى يك اهرم بسيار قوى براى حركت دادن سريع چرخهاى انقلاب است .
منتظران امام مهدى (عج ) بايد به آن توجه كامل داشته باشند، و بدانند (چنانكه قبلا گفتيم ) آن حضرت اماكن مقدسه را توسعه مى دهد از جمله مسجد كوفه را تا جمعيت در آن ، جا بگيرند.
ما وقتى نماز را هر روز مى خوانيم ، وقتى آن را تجزيه و تحليل مى كنيم مى بينيم نماز بر اساس جمع و جماعت تشريع شده است ، مثلا در سوره حمد واژه هاى ((نعبد)) (تنها ترا مى پرستيم ) ((نستعين )) (تنها از تو كمك مى جوئيم ) ((اهدنا)) (ما را هدايت كن ) همه به صورت جمع به كار رفته است .
و در پايان نماز، سلام بر جمع شده (السلام عليكم سلام بر شما). اين نشانه آن است كه انزوا و گسيختگى از اجتماع ، از اسلام بدور است ، اينك به چند روايت زير توجه كنيد.
1- پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم تصميم گرفت ، مردمى را كه در منزلهاى خود نماز مى خوانند و در جماعت شركت نمى كنند خانه هايشان را آتش بزند، نابينائى به حضور پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم رسيد، عرض كرد، من شبكور هستم ، صداى اذان جماعت را مى شنوم ولى كسى نيست كه دستم را بگيرد و مرا به مسجد برساند تا در جماعت شركت كنم و با شما نماز بخوانم .
پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمودند: از منزل خود تا مسجد طنابى بكش آن طناب را بگير و با راهنمائى آن خود را به مسجد برسان و در جماعت شركت كن . (1)
2- امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه درباره جماعت مسلمانان به اندازه يك وجب مانع شود ،تعهد ايمان از گردنش ساقط مى گردد. (2)
3- اميرمؤ نان على عليه السلام فرمودند: ... و الزموا عما عقد عليه جبل الجماعة ؛ به آنچه را كه پيوند جماعت بر آن گره خورده است بپيونديد و آنرا رها نكنيد. (3)
4- در مورد نماز جمعه ، اين نماز عبادى سياسى ، و اين ميتينگ هفتگى پر شور مسلمين و اين اجتماع دشمن شكن و نفاق برانداز، حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند: (( من ترك الجمعه ثلاث جمع متوالية طبع اللّه على قلبه؛ كسى كه (بدون عذر شرعى ) سه بار پشت سر هم نماز جمعه را ترك كند، خداوند مهر بر قلبش مى زند)) (4) (يعنى چنين كسى آنچنان در عناد و نفاق و بى ايمانى فرو مى رود كه خداوند حس تشخيص را از او مى گيرد و او را كوردل مى كند.)
باز فرمودند: سوگند به خدا به من خبر رسيد كه ياران پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم در روز پنجشنبه براى روز جمعه (و انجام نماز جمعه و ساير آداب ) مهيا مى شدند. (5)
5- امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه به سوى مسجد گام بر مى دارد، بهر چيز خشك و ترى در راه ، گام بگذارد زمين آن تا طبقه هفتم براى او تسبيح خدا مى گويند. (6)
در مورد نظم و پاكيزه نگهداشتن مسجد نيز رواياتى بسيار آمده ، از جمله پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمودند: صفهاى خود را منظم كنيد در حالى كه شانه هايتان در رديف همديگر باشد، تا شيطان در شما نفوذ نكند. نيز فرمودند: (7) ((كسى كه روز پنجشنبه و شب جمعه ، مسجد را جارو كند و ذره اى خاك از آن مسجد بر سر و صورت او بنشيند، خداوند او را مى آمرزد.)) (8)
در اين مورد روايات ديگرى نيز در كتاب تهذيب شيخ طوسى صفحه 256 آمده است .
به اين ترتيب : بايد علاقمندان به ظهور امام مهدى (عج ) به اجتماع و جماعت و نماز جمعه و پر كردن مساجد، اهميت فوق العاده بدهند، تا در پرتو آن ، عوامل استقبال از امام مهدى (عج ) فراهم شود و موجب خودسازى خودشان گردد. امامان معصوم ما عليهم السلام از هر فرصتى براى تهذيب و پاكسازى پيروانشان استفاده مى كردند.

پي نوشتها :

1- وسائل شيعه ك ج 5، ص 377 تهذيب ، ج 2، ص 266.
2- وسائل شيعه ك ج 5، ص 377
3- نهج البلاغه ، خطبه 151.
4- تهذيب الاحكام ، جلد 3، صفحه 338.
5- تهذيب الاحكام ، ج 3، ص 336.
6- تهذيب ، ج 3، ص 254.
7- تهذيب ، جلد 3، صفح 283.
8- تهذيب ، جلد 3 ك صفحه 255.

منبع:www.ghadeer.org
نويسنده : آيت الله محمد محمدي اشتهاردي

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۳۰:۲۷ | آرشيو نظرات (0)

مناجات منتظران


مناجات منتظران

خدايا!
تشنگان جمال خودت را، به جرعه اي از جمال مهدي(عج) مهمان كن.
خدايا!
من از آن زمان كه شنيده ام «محبوبمان ناشناس در ميان ما مي گردد و در همين فضا تنفس مي كند و وقتي ظهور كند همگان مي گويند كه ما پيش از اين او را ديده ايم» به همه سلام مي كنم.
شايد كه لااقل پاسخي هر چند به ناشناس از او بشنوم.
اي خدا تا كي ما ناشناس بمانيم و او ناشناخته بماند.
«عَجِّل لِوَليّكَ الفَرَج».
اي خداي مهدي!
در جهان كيست كه ريزه خوار سفره ي امام نيست.
چشمي عنايت كن كه ولي نعمت خويش را باز شناسيم.
اي خداوند فرج و شدت!
كاسه ي صبر و انتظار، لبريز شده است. به دست موعودت، عالم و آدم را از اين فتنه هاي آخرالزمان برهان!...
اي خداي محمد!
تنها چاره ي جاهليت آخرالزمان، ظهور حجت خاتم است.
در فرجش تعجيل بفرما.
اي خداي مدينه!
احساس غربت و مظلوميت شيعه را در مدينه اي كه وطن تشيع است به ظهور فرزند مدينه التيام ببخش...
اي خداي حضرت منتقم!
از كربلا همچنان خون تازه مي جهد و اين زخم كهنه جز به دست قدسي مهدي(عج) مرهم نمي پذيرد.
«عجل علي ظهوره»
اي خدا!
چنان زمينگير دنيامان مكن كه وقت ظهور، توان برخاستن نداشته باشيم.
خدايا!
براي دل سپردن، از آن محبوب پنهاني و معشوق آسماني شايسته تر كيست؟ دل هاي سرگشته را به ظهورش پيوند بزن.
خدايا!
دل را به ظهور عشق چراغان كن، و جان را به حضور محبوب، نور باران...
خداوندا!
ما مدعيان دروغين انتظاريم. حرف از چشم انتظاري محبوب مي زنيم اما به اندازه ي ساده ترين دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نيستيم. الفباي انتظار را به ما بياموز و لذت انتظار را به ما بچشان.

گزيده اي از مناجاتهاي سيد مهدي شجاعي
منبع:نشريه قدر ،شماره 21

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۹:۵۵ | آرشيو نظرات (0)

منتظران و توجه به قرآن 

از امور اصلى و هر روزه اى كه حتما بايد منتظران مهدى (عج ) به آن اهميت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است . (1)
در مورد شناختن مفاهيم قرآن و اجراى آن ، مگر نه اين است كه قرآن و عترت عليه السلام در كنار همن هستند، امام زمان عليه السلام قرين قرآن است ، اگر خداى نكرده قرآن مهجور گردد، درست بر عكس راه امام قدم (عج ) برداشته شده است ، اگر آيات عذاب ، آيات رحمت ، آيات عبرت ! آيات سياسى ، آيات عبادى ، آيات تذكر و... را با كمال دقت توجه كنند و هر روز بخوانند و معانى آن را در ذهن خود ترسيم نمايند، خواهند فهميد كه با اين كار چقدر سريع و آگاه به سوى فرج امام (عج ) گام برداشته اند.
در اينجا براى اينكه هم از قرآن استفاده كرده باشيم و هم طرز استفاده را دريابيم و هم از دستورات محكم قرآن در جهت زمينه سازى براى حكومت صالحان بدانيم به دو فراز زير از قرآن توجه كنيد.
در آيه 75 سوره نساء مى خوانيم : (( و مالكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اءخرجنا من هذه القرية الظالم اءهلها و اجعل لنا من لدنك وليا و اجعل لنا من لدنك نصيرا؛))
((چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفين از مردان و زنان و كودكان پيكار و مبارزه (با مستكبران ) نمى كنيد و در راه نجات مستضعفين كه مى گويند خدايا ما را از اين شهر (مكه ) كه اهلش ستمگر است بيرون ببر و براى ما از طرف خودت سرپرست و ياور قرار بده ، اقدام نمى نماييد؟))
اين آيه به ما مى گويد: نبايد بى تفاوت باشيم بايد براى خدا و نجات مستضعفين پيكار كنيم ، مستضعفانى كه خدا پرستند و دنبال رهبر شايسته اند و از ستم و ستمگران ناخشنودند، چنين افراد را بايد كمك كرد و نجات داد. تعبير به ((مالكم )) (چرا يك نوع استفهام انكارى است ، حاكى است كه حتما بايد مسلمانان در راه نجات مستضعفان ، نه تنها بپاخيزند بلكه بايد پيكار كنند.
پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم با بيانات جذاب و پر محتواى خود شاگردان مكتب اسلام را به گونه اى ساخته بود كه در مبارزه با دشمن كارشان چنان اوج گرفت ، كه طبق روايات هفت نفر از فقراى انصار به حضور پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم آمده و عرض كردند و بر اثر تهيدستى وسيله اى براى شركت در جهاد نداريم ، شما وسيله اى از شمشير و نيزه و مركب در اختيار ما بگذاريد تا در جهاد شركت كنيم ، پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم چون وسيله در اختيار نداشت ، جواب منفى به آنها داد، آنها به قدرى ناراحت شدند كه اشك در چشم هايشان حلقه زده بود، و كم كم به گريه تبديل شد و سخت گريستند و بعدها به نام ((بكائن )) (گريه كنندگان ) معروف شدند.
آيه 92 سوره توبه در وصف اين افراد مخلص نازل شد (2)
(( و لا على الذين اذا ما اءتوك لتحملهم لت لا اءجد ما اءحملكم عليه تولوا و اءعينهم تفيض من الدمع حزنا اءلا يجدوا ما ينفقون ؛ و نيز اشكالى نيست بر آنها كه نزد تو (پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم ) آمدند كه آنها را مركبى براى ميدان جهاد سوار كنى ، گفتى مركبى كه شما را بر آن سوار كنم ندارم از نزد تو بازگشتند در حالى كه چشمانشان اشكبار بود، از اين رو كه چيزى را نداشت تا در راه خدا انفاق كنند.))
آرى اين چنين تعليمات قرآن كه دو نمونه اش را ذكر كريدم ، اثر مى بخشد فرزندان و شاگردان قرآن بايد اين چنين تربيت گردند تا منتظر واقعى امام زمان عليه السلام شوند، پس بايد با قرآن ماءنوس بود و اين درسها را از آن آموخت . (3)

پى نوشتها:

1- حضرت على عليه السلام در وصيت خود به امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام مى فرمايد: خدا راه خدا را در مورد قرآن مواظب باشيد مبادا ديگران از شما پيشى گيرند. (نهج البلاغه ، نامه 47)
2- مجمع البيان ، جلد 5، صفحه 60، ذيل آيه فوق .
3- توجه به نهج البلاغه نيز كه مى توان گفت يك كتاب انقلابى و براى زمينه سازى تحرير شده ، بايد مورد توجه قرار گيرد.

منبع:http://www.ghadeer.org
نويسنده: آيت الله محمد محمدي اشتهاردي

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۸:۵۵ | آرشيو نظرات (0)

مهر بيكران، پدر ي مهربان 

طفلي را در نظر بگيريد كه زشت و بد تركيب و بدقواره است. او در نظر ما، به گونه اي است كه حاضر نيستيم وي را بنگريم، چه رسد به اينكه او را در آغوش بگيريم و يا ببوسيم! اما ... مادر اين طفل، او را در بغل مي گيرد و مي بوسد و قربان صدقه اش مي رود. اين طفل زشت در نظر مادر به فرشته مي ماند!
حال اگر اين طفل، با كودكان ديگر بد رقتاري كند، سخنان ناروا بگويد، و هر روز يك گرفتاري به بار آورد، چطور؟ آيا پدر و مادر، او را از فرزندي خود حذف مي كنند يا از منزل بيرون مي رانند؟ آيا اگر اين فرزند بيمار شود؛ غم خواري و پرستاري اش را نمي كنند؟

امام رضا(ع) در ضمن بيان ويژگي هاي امام معصوم مي فرمايد:

« امام، همنشين پر مهر، پدر مهربان، برادر دلسوز، و مادر نيكوكار نسبت به فرزند خرد سال است.»(1)
امام زمان(عج) از پدر به ما نزديك تر است. همانند پدر كه دائما ً از فرزندان خود مراقبت مي كند، مواظب ما است و ما را فراموش نمي كند. خدا او را مرجع و ملجأ و پناه ما قرار داده است؛ ( الكهف الحصين). (2)
فرزندي كه بد كرده باشد، آنگاه كه شب فرا مي رسد، به خانه بر مي گردد، كنار در مي نشيند، دست مقابل صورت مي گيرد و تمناي بخشش دارد ...
آغوش مادر باز است و نگاه خشم آلود پدر، مهري شيرين در پس خود دارد. فرزندشان را مي بخشند و پناهش مي دهند.
ما آن كودكانيم كه روح و روان خود را پليد و آلوده ساخته ايم، در منجلاب گناه غوطه وريم. و راه به جايي نداريم.
« اگر زمين گناهان مرا مي دانست، مرا در خود فرو مي برد. اگر كوه ها مي دانستند، مرا سخت در هم مي شكستند. اگر آسمانها مي دانستند، بر سرم ويران مي شدند. اگر درياها مي دانستند، مرا غرقه مي ساختند.» (3)
با اين كوله بار سنگين، در خانه ي امام زمان عجل الله تعالي فرجه را مي زنيم. به پناه او مي رويم. او را شفيع قرار مي دهيم و از محضرش استمداد مي كنيم.
دلسوزي امام زمان عجل الله فرجه و رسيدگي آن حضرت به حال امت خويش، و محبت و لطف حضرتش به دوستداران و پيروانش در چنان اوجي است كه محبت پدر و مادر جلوه اي كوچك از آن است.

عالم عامل و زاهد، جناب سيد ابن طاووس مي گويد:

سحرگاهي به سرداب مقدس رفتم. ديدم امام زمان عجل الله فرجه در ان مكان نوراني] مشغول دعا هستند. با خودم گفتم آقا چه دعايي مي خوانند و از خدا چه مي خواهند؟ شنيدم چنين مي فرمايند:
« خدايا همانا شيعيان ما، از تابش انوار و باقيمانده ي طينت ما آفريده شده اند. اينان با تكيه بر محبت و ولايت ما گناهان زيادي مرتكب مي شوند. پس اگر گناهان ايشان، بين تو و ايشان است، از آنان در گذر، كه ما از ايشان راضي شديم. و اگر آن گناهان بين خودشان است، پس ميان ايشان را اصلاح فرما، به خمس ما قصاص كن، ايشان را در بهشت وارد كن، از آتش دورشان فرما، و بين ايشان و دشمنان ما، در غضبت جمع نكن.» (4)
آن بزرگوار - بدون اينكه نيازي به حقيراني رو سياه مانند ما داشته باشد - اينگونه با لطف و مهرباني، در خلوت، به آن مكان مقدس مي آيد، و اينگونه براي ما، دست به دعا بر مي دارد.
مهرباني او به وسعت هستي است. رحمت او به ژرفاي همه سينه هاست. عشق او جلوه ايدارد مادرانه، ساحتي دارد پدرانه و ...
آيا سزاور است ما با پدر مهربان خود رفتاري كنيم كه دلش آزرده شود،آن هم در برابر اين همه محبت؟!

پي نوشتها :

1- اصول كافي، ج 1، باب نادر جامع في فضل الامام و صفاته، ح1
2- امام سجاد(ع)، صلوات روزهاي ماه شعبان، مفاتيح الجنان.
3- مفاتيح الجنان، دعاي بعد از زيارت امام رضا(ع)
4- جنه المأوي، محدث نوري( به ضميمه بحارالانوار، ج 53) ص 2, 3 ، ح 55 .

منبع: http://mehrebikaran.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۸:۱۵ | آرشيو نظرات (0)

منجي در هندو 

دود 3500 سال پيش قومي كه خود را آريا (Arya) يعني نجيب و شريف مي خواندند، از آسياي مركزي به اطراف رود سند (در جنوب پاكستان كنوني) مهاجرت كردند.
ايراني ها كلمه «سند» را «هند» و اهالي هند را «هندو» ناميدند. در همان روزگار، دسته هاي ديگري از قوم آريا به ايران و اروپا مهاجرت كردند. زبان قوم آريايي ساكن در هندوستان، سانسكريت به معناي خوش تركيب است كه با زبان اوستايي، پارسي و اروپايي خويشاوندي دارد.
در قديم، آيين هندو را دين برهمايي مي گفتند كه به «برهما» خداي هندوان اشاره مي كرد. اعتقاد و احترام به كتاب هاي باستاني و سنت هاي ديني برهمنان، از اصول اعتقادي اين دين به شمار مي رود. از اصول ديگر آيين هندو رعايت مقررات طبقات اجتماعي در معاشرت و ازدواج و احترام به موجودات زنده، به ويژه گاو است.

ادامه....

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۷:۰۴ | آرشيو نظرات (0)

موعود شناسي 

تكامل فرد و در نتيجه ايجاد مجتمع كامل و نيز دولت و حكومت عدل درجامعه، بادو عامل اساسي تحقق پذير است:
1.عامل خارجي؛ به اين معنا كه هر فرد از افراد جامعه،معناي عدل و كمالي را كه هدف خلقت اوست،بداند و نيز راهي را براي رسيدن به آن بيابد واز آنجا كه فهم انسان از درك اين امور قاصره است، درطول تاريخ براي هدايت و رسيدن به اهداف خود، به پيامبران نيازمند بوده است.
2. عامل داخلي؛ كه همان شعور انسان به اين مسئوليت و هدف بزرگ است. براي رسيدن به اين هدف، تحقق اين عامل داخلي در وجود انسان لازم است . اين شعور به مسئوليت تحقق نمي يابد مگر اينكه:
الف) عقل،اهميت اطاعت خداوند و خضوع و خشوع نسبت به او را درك كند.
ب) بداند كه اطاعت خدا ضامن حقيقي براي سعادت خود و جامعه و ايجاد عدل مطلق در جامعه خواهد بود.
ج) حقيقت عدل و قسط و آثار و بركات آن را بداند.
انسان بايد بدون جبر و با تجربه و ارشاد، به سطحي عالي از فهم و شعور برسد تا بتواند به آن هدف عالي با رهبري الهي دست يابد.

ادامه....

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۵:۲۵ | آرشيو نظرات (0)

ما بي صاحب نيستيم ! 

اصفهان سراسر پوشيده از برف بود. پنجاه روز يك ريز برف ميباريد، هركوي و برزن مملو از برف و يخ شده بود، هوايي به شدت سرد و زمهرير، بر تمام شهر سايه افكنده بود.
مدرسه علميه باقريه هم سفيدپوش سفيدپوش شده بود.
از حجرهاش بيرون آمد، روبهروي حجره كوهي از برف جمع شده بود، نگاهي به حجرههاي مدرسه كرد، همه خالي بودند؛ اكثر طلبهها به خاطر سرماي شديد به روستاهايشان برگشته بودند. آن روز پدرش با هزار رنج و مشقت، خودش را از روستا به مدرسه رسانده بود و قصد داشت، او را با خود به روستا برگرداند، سرما و يخبندان پدرش را هم زمينگير كرده بود.
پدر با ديدن آن همه سرما و تنهايي پسر با عصبانيت و ناراحتي به او گفت: «الان كه درس و مباحثه تعطيل است و ديگر كسي در مدرسه باقي نمانده چرا به روستا بر نميگردي؟!

ادامه....

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۴:۵۱ | آرشيو نظرات (0)

موعود در آيين بودا 

آشنايي با بوديسم

آيين بوديسم كه در حدود پنج قرن پيش از ميلاد در هندوستان پديد آمد، در واقع واكنشي در برابر تفكرات انحصارطلبانه برهمنان هندو بود. اگرچه در بوديسم، وجود شخص بودا و شناخت زندگي او در برابر اصل معنوي بودا شدن ، اهميت چنداني ندارد، ولي اصول كلي آيين بوديسم، به نحوي در مطالعه زندگي شخصي بودا روشن مي شود. در مورد وجود و زندگي بودا اطلاع علمي دقيقي نداريم، و معلومات ما در اين مورد، به داستانها و افسانه هاي موجود در متون بوديسم ـ كه البته داراي يك نوع وحدت نظر است ـ منحصر مي شود.
مطابق اين روايت ها، بودا (به معناي بيدار شده)، لقب پسر حاكم قبيله «شاكيا » است كه در حدود سال 560 (ق. م.) به دنيا آمد، و نام او را «سدارته » گذاشتند. البته بعدها به نام «شاكياموني » و گاهي به نام قبيله اش «گوتمه » هم خوانده مي شد.

ادامه....

 

 

نوشته شده توسط ميثم عليقارداشي | ۱۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۳:۴۵ | آرشيو نظرات (0)

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ]

   


تمام حقوق متعلق به فارس بلاگ است